
ستاره ها روی من پر زدند
و
مادرم برای من لالالالاگفت تا بخوابم.
ماه تابید
تاوقتی که شب شد در شب تاریکی برود
و شب نورانی بشود
صبح شد
خورشید تابید
و همه جا را روشن کرد

ستاره ها روی من پر زدند
و
مادرم برای من لالالالاگفت تا بخوابم.
ماه تابید
تاوقتی که شب شد در شب تاریکی برود
و شب نورانی بشود
صبح شد
خورشید تابید
و همه جا را روشن کرد
زنبورهای ِ خوشگل
ریاضی نیست مُشکل
کیانا 90/10/6

زنگ خورده
همه با شادی به حیاط رفته اند
در زنگِ تفریح بازی می کردند
زنگ خورده شد
همه صف ایستادند
به راه اُفتادند
ما توی کلاس بودیم
خانم معلّم آمد
یکی گفت برپا
یکی گفت برجا
درس ِ ما ریاضی بود
باز زنگ زده شد
همه روی ِ شماره ی ِ سرویس ایستاده بودند
منتظر سرویس بودند که به خانه هاشان بروند
90/10/6 کیانا
آنچه می خوانیدگفته ها ی ِ دختر هفت ساله ام اَست که بدون ویرایش اینجا گذاشته ام.
مامان ِ کیانا

با کمک مامان و داداشم انجام دادم.
کَلَماتی مانَندِ کیانا ،دیانا ،نیایِش و میانه که خواندن و نوشتن ِآن
ها با هَم فَرق دارد بَخش و کِشیده نمی شَوَند.